اندکی صبر...
سلام جوجولیه من
مامانی امروز یه خبر خوب دارم برات... آره عزیزم... یه هفته دیگه هم گذشت...32 هفته هم تموم شد و شما وارد 33 هفته شدی... فکر کنم خودت هم می دونی داری بزرگ و بزرگتر می شی... دیشب کلی واسه خودت خوشحالی می کردی البته باعث خوشحالیه من و بابایی هم شدی...کاش یه دستگاه سونوگرافی یا یه چیزی شبیه اون داشتم و می تونستم لحظه به لحظه ببینمت، ببینم الان چقدری شدی، وزن و قدت چقدره... ولی باید به اطلاعات کتابها و سایتها و سونوهای تجویز شده بسنده کنم... خب الان باید چروکها و رنگ سرخیه پوستت کمتر شده باشه. استخوانهات در حال سخت شدن هستند ولی هنوز استخوان جمجمه نرم هست و کاملا به هم نچسبیده اند.

اگه سروته شده باشی الان به این شکل توی دل مامانی خوابیدی. البته همیشه هم خواب نیستیا یه شیطون بلایی هستی که نگو.
وقت دکترم6 تیرماهه. یه آزمایش مجدد ادرار هم واسه 1 تیردارم. امیدوارم که هیچ مشکلی نباشه و گل پسرم اصلا اذیت نشه...
مامانی بی صبرانه منتظرم روی گلت و ببینم. جوجولیه من مراقب زندگیه من باش...


اندکی صبر...
