ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

اندکی صبر...

1390/3/28 11:53
نویسنده : ندا
314 بازدید
اشتراک گذاری

سلام جوجولیه من

مامانی امروز یه خبر خوب دارم برات... آره عزیزم... یه هفته دیگه هم گذشت...32 هفته هم تموم شد و شما وارد 33 هفته شدی... فکر کنم خودت هم می دونی داری بزرگ و بزرگتر می شی... دیشب کلی واسه خودت خوشحالی می کردی البته باعث خوشحالیه من و بابایی هم شدی...کاش یه دستگاه سونوگرافی یا یه چیزی شبیه اون داشتم و می تونستم لحظه به لحظه ببینمت، ببینم الان چقدری شدی، وزن و قدت چقدره... ولی باید به اطلاعات کتابها و سایتها و سونوهای تجویز شده بسنده کنم... خب الان باید چروکها و رنگ سرخیه پوستت کمتر شده باشه. استخوانهات در حال سخت شدن هستند ولی هنوز استخوان جمجمه نرم هست و کاملا به هم نچسبیده اند.

عزیز دلمی

اگه سروته شده باشی الان به این شکل توی دل مامانی خوابیدی. البته همیشه هم خواب نیستیا یه شیطون بلایی هستی که نگو.

وقت دکترم6 تیرماهه. یه آزمایش مجدد ادرار هم واسه 1 تیردارم. امیدوارم که هیچ مشکلی نباشه و گل پسرم اصلا اذیت نشه...

مامانی بی صبرانه منتظرم روی گلت و ببینم. جوجولیه من مراقب زندگیه من باش...

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (15)

مامان سید ابوالفضل
28 خرداد 90 12:25
مامان پینگیل
28 خرداد 90 12:46
سلام مامان ابوالفضل خوبی مرسی که سر زدی خوشبحالت هفته 32 هستی یعنی از 4 هفته دیگه انتظاز اومدن نی نی قطعیه اما من هفته 26 ام دارم دیوونه میشم از بس روزا رو شمردم دعا کن پینگیل هم زود دنیا بیاد


سلام، می دونم چه حسی داری، راستش خودم هم همیشه به اونایی که هفته های پایانی بودن غبطه می خوردم، ولی زمان واقعا سریع می گذره، ایشاالله نی نیت به موقع بیاد عزیزم
سمیه (مامان نفس)
28 خرداد 90 13:06
سلام عزیزم از اینکه به وب سایت من سر زدی خیلی ممنونم.
خیلی خیلی بهت تبریک میگم. خوش بحال پسملت که مامان به این خوش ذوقی داره.
به امید خدا نی نی فسقلیت صحیح و سالم بیاد تو بغلتون
بازم به من و فسقلیم سر بزن


سلام ممنونم مامانی
مامان ماهان
28 خرداد 90 15:33
33 هفتگی مبارکه عزیزم بوووووووووووس


مرسی گلم
مامان حسین
28 خرداد 90 15:39
سارا
28 خرداد 90 16:17
سلاااام عزیزم من قربون تو جوجوت برم که انقدر به ما سر می زنید ممنون عزیززززم


سلام، ممنونم
خاله منا
28 خرداد 90 16:57
الهی چه بزرگ شدی ابوالفضل جونم یعنی الان این طوری تو دل باجی ندایی آرامیده ای هفته ها چه زود می گذرن هفته ها یکی پس از دیگری تا اینکه می رسه به روز موعود یعنی تولد خودم یا به عبارتی دیگه تولد شما خوشگل پسمل خاله ایشاالله که این هفته های باقی مونده هم با صبر و تحمل و عنایت خداوند به بهترین شکل ممکن سپری شه و بپری بغل خاله هاااااااااااااااا خیلی خیلی دوستت داریم نانازی
مامان پارسا جون
29 خرداد 90 1:27
سلام دیگه چیزی نمونده گلم
از این هفته به بعد همه چیز به سرعت میگذره


سلام، امیدوارم
simorgh
29 خرداد 90 10:37
سلام مامان صبور...مبارکه 33 هفتگی!
دیگه افتادی تو سر پایینی ...
ان شاءالله گل پسر به همین زودیا تو بغلته....

ممنون که به ما سر زدی.


سلام، قربونت برم
سارا
29 خرداد 90 12:26
سلاااام عزیززززم خوبی؟مرسی که سر می زنی دوست گلم واقعا پسر گلت و خودت خیلی دوستتتت دارییم بازم پیشمون بیای خوشحال می شیم


سلام، خیلی خوشحالم کردی
سمیه
29 خرداد 90 12:28
بسم رب
سلام دوست من.ممنون که به علی کوچولوی ما سر زدی.ایشالله که آقا ابوالفضل خوشگل صحیح و سالم بدنیا بیاد و نامدار باشه الهی.
خیلی خیلی مواظب خودت باش .

راستی میگن برای اینکه بچه خوشگل بشه سوره یوسف رو در زمان حاملگی زیاد بخونید.این روزای آخر قرآن زیاد بخون هم زایمانت راحت میشه هم تاثیر زیادی روی روحیه نینیت میزاره ایشالله
یا علی

سلام، ممنون از راهنماییت
محمدحسین عشق جاودان
29 خرداد 90 12:55
سلام به سلامتي عزيزم .الهي اين چند هفته باقي مونده هم تموم بشه و ما روي ماهتو ببينيم مواظب خودتون باشين


سلام، ممنونم
mona
29 خرداد 90 16:25
سلام مرسی که همیشه به من سر میزنید اولا روز ابوالفضل کوچولو و باباش مبارک و همینطور 33 هفتگیش ما بی صبرانه منتظر به دنیا اومدنش هستیم تا یک دوست خوب واسه ابوالفضل من بشه


سلام، ایشاالله
خاله مریم منتظر
30 خرداد 90 16:01
سلام ابوالفضل کوچولوم که داره روز به روز بزرگ و بزرگتر میشه، خوبی؟ البته یه چیزی بگم، مامانت اولین زن حامله ایه که این همه دوران بارداریش طولانی شد آخه میدونی بقیه ی دورو وریهامون احساس می کنم خیلی زود زایمان میکردن ولی وسه تو گوگولی مگولی طولانی شده از دید خالت
شاید هم به خاطر اینه که میگن بچه ی همسایه زود بزرگ میشه
عزیز دل خاله زودی بزرگ شو تا بیایی و ما رو شاد کنی
دوستت دارم
میبوسمت
بای


چشم خاله ای ، منم خیلی دوست دارم
مادر کوثر
31 خرداد 90 14:42
بدو بدو عکسای آتلیه کوثر جون اومد رو وبلاگ